امروز روز درس خوندن بود،خوندم،کم خوندم،اصلا در حد انتظاراتم نبود،ولی خوندم...


خب،امشب کلی تخمه خوردم،یه فیلم خیلی قشنگ دیدم با دوستم و خب خوابمم زیاد بود...


یکم استرس اینو دارم که کم بیارم برای پایان ترم،ولی باید تلاشمو کنم...

بااااااید...


الان دوستام دارن درباره برنامه ی خوندنشون برا پایان ترم میگن و من دارم استرس میگیرم و تلاشم بر اینه که به هیچ جام نگیرمشون :|


خب،

فردا تولدِ قمریمه و از این بابت ذوق دارم:))

خب دیگه چی باید بگم؟؟؟


آها،

سه شنبه هم میرم خونه ان شاالله :)

شاید واسه ی شنبه ی هفته ی بعدش پیش روانشناسم وقت گرفتم و برم...


عرضی نیست :دی


پی نوشت:

عیدتون مبارکا باشه :)


دوسش دارم:

تا دید،

تا دید دو چشمانِ قشنگِ پسرش را...



یاعلی...