امروز عصر رفتم خوابگاه دخترعموها و باهم کلللی پیاده روی کردیم‌و کشوندمشون تا بازار،

آخه خودم میخواستم طلقِ روسری برای خودم بخرم:دی

رفتیم سیتی سنترو من طلق خریدم و تاکسی گرفتیم رفتیم خونه

بعد به پرواز پیام دادم‌و گفتم یادم بده چجوری شالگردن یه روزه درست کنم و اونم آموزشاشو داد و با منا داریم درستش میکنیم،

امیدوارم درست از آب دربیاد...


شبتون بخیر:)


یاعلی...