رفتم که بسوزونمشون،
ولی دلم نیومد...
فرزانه گفت اگه بخوای بسوزونی و دل نکنده باشی نمیشه،پس اول دل بکن بعدش بسوزون...

کاش میشد بدمشون به یه آدم مستحق...

آخه آدم چجور دلش میاد اینهمه چیز قشنگ رو بسوزونه؟!






*.خاک بر سرم که در من زنده ای...




یاعلی...